
قسمت ۵۴ - فقر فرهنگی
همیشه وقتی صحبت فقر فرهنگی به میان میآید یاد آن متن کوتاهی میافتم که گفته بود: «فقر فرهنگی یعنی چند دندان طلا در دهانت داشته باشی اما حتی...
Radio and PodcastLive Radio & PodcastsOpening Radio and Podcast...

Radio and PodcastLive Radio & PodcastsFetching podcast shows and categories...
Radio and PodcastLive Radio & PodcastsFetching podcast episodes...

در هر قسمت از پاراگراف خیلی کوتاه در مورد موضوع روز بولتن صحبت میشود. پاراگراف دریچهای است برای ورود به موضوع روز بولتن.

همیشه وقتی صحبت فقر فرهنگی به میان میآید یاد آن متن کوتاهی میافتم که گفته بود: «فقر فرهنگی یعنی چند دندان طلا در دهانت داشته باشی اما حتی...

مدرسهای که قراره بسازم از این که بزاره بچهها با هم ارتباط داشته باشن نمیترسه. بچهها رو میذاره جلوی همدیگه و ازشون میخواد با هم حرف بز...

وقتی بچه بودیم، همیشه یک سوال پای ثابت چیستانهایمان بود: «اگر ادیسون نبود، چی میشد؟» بعد هم خودمان جواب میدادیم: «هیچی. یک نفر دیگر برق ر...

یک نفر توئیت کرده بود که در هواپیما با زنی پنجاه ساله همسفر شده که برای یک هفته سفر میکرد تا عشق قدیمیاش را ببیند. همانی که بیست و پنجسال...

خانواده یک چیز خیلی عجیب است. چه آن خانواده کوچکی که داریم و از چند نفر تشکیل شده چه آن خانواده بزرگمان که کل ایل و تبار را دربرمیگیرد.

نفرت رنجآور است و بهترین داستانی هم که میتواند رنجهای نفرت را بیان کند، همان داستان سیبزمینیهای درون کیسه است. داستان از این قرار است

یکی نوشته بود: «جوانان خارجنشینی که پدر و مادرتان ایرانند و نگرانشان هستید، من میتوانم کمکتان کنم. از خرید کردن گرفته تا رساندن به بیمارست...

دارم فکر میکنم شاید آنقدرها هم بد نباشد اگر بعضیهایی باشند که ذهنشان جور دیگری دنیا را ببیند. شاید آنقدرها هم بد نباشد که کلههایمان بوی...

قبلترها، مطمئن بودیم که مرکز جهان ماییم و همه به دور ما میگردند. یکی دو نفری که دلشان نمیخواست این سخن را از پدرمادرهایشان قبول کنند، چیز...

قصد ندارم مسخره کنم، فقط میخواهم بگویم این اتفاقی است که در چنین حکومتهایی رخ میدهد. همانهایی که به برابری اعتقاد دارند اما به عدالت نه.

حالا شاید کسی یادش نیاید که اولین مردی که گریه کرد و احساساتش را بروز داد و خالی شد چه کسی بود، اما هربار وقتی میبیند مردی حسش را بیرون می...

ولی من میگویم پیروزی بعد از بحران یکباره از در تو نمیآید. بیشتر شبیه این است که پیروزی، میخواهد پایش را از لای در بیاورد تو، اما در با ت...

وقتی داستان زندگی ملاله را میخواندم، این چیزها به نظرم مهم و جالب آمد. او کشورش را دوست داشت و عاشقانه برایش مبارزه کرد. اما در آن کشور، دی...

تاریخ را همیشه برندگان مینویسند. ملتی که تاریخ نخواند محکوم به تکرار دوباره آن است و ...

این جهانی شدن میتواند چیزهای بهتری هم همراه خودش بیاورد. ما میتوانیم مرزهای میان خود را برداریم. مرزهایی که سالها باعث درگیری و جنگ بودن...

ما آن نسلی بودیم که همه چیز را با سرعتی باورنکردنی دیدیم. باورنکردنی در این حد که در عرض چند سال همه چیز آنچنان متحول شد که تکنولوژیهای ق...

اصلا و ابدا نیامدم اینجا که از مزایای انتقام نگرفتن بگویم. اتفاقا برعکس، میخواهم تجربهام را بگویم. اینکه چرا به نظرم انتقامگرفتن لذتبخ...

موفقیت، آه، ای موفقیت زیبا. هیچ میدانی که تو غایت آمال و آرزوی ما آدمیان هستی؟

چند وقت پیش، آن زمانها که استاتوس گذاشتن مد بود، یکبار نوشته بودم: «وقتی داد میزنی، فقط صدات شنیده میشود، نه حرفت!» همه بهبه و چهچه می...

اگر یک چوب جادویی داشتید، دلتان میخواست با آن چه کاری انجام دهید؟ حتما کلی ایده جذاب دارید. من اگر بودم، دلم میخواست بعضی چیزها را عوض کنم...

چشمهایم چیزهایی میدید. برقهایی که ناگهان میدرخشیدند و ناپدید میشدند. درست همانطور که صبح از خواب بیدار میشویم و از فکر روزی که قرار...

میخواست پیشنهاد بدهد که «بیا، انتخابات نزدیک است. بیا برویم کاندید شویم و برای خودمان رای جمع کنیم. کلی مزیت دارد و بعدش میتوانیم فلان کنی...

میگه: صلح عمومی چیه؟ بابا این آدمایی که من میبینم امکان نداره تکونی به خودشون بدن. درست بشو نیستن. تو هم الکی وقتات رو تلف نکن. به زندگی...

امروز میخواهیم برویم سراغ نشانههایی که میگویند دنیا بهترشده است...

چی؟ با من موافق نیستید؟ یعنی میگویید زندگی با تکنولوژی و البته مشورت در کنارش، خوبیهایی هم دارد؟ خب، من آمادهام که بشنوم. نام ببرید.

میدانید که هربار صحبت از آزادی میشود، هرکسی یک چیزی میگوید. سادهترین و معمولترینش این است که آزادی یعنی هرکس، بتواند هرکاری را که دوست...

عید اومد و باز سیزده بدر شد. سیزده بدر و سیزده بدر شد.

سفرنامه میخواندم. نوشته بود فقر آن تصویر گوگولی بچههای سیاهپوست در حال بازی و خنده و رقص نیست. فقر همراه خودش گرسنگی میآورد و ناامنی. او...

اینبار شما بگویید که چطور درباره عید نوروز و سال جدید و اینها حرف بزنیم، اما کلیشهای نباشد. یعنی نرویم سراغ امید الکی بخشیدن به آدمها آن...

به خاطر کاری که انجام میدهم، هر روز کلی کتاب میبینیم که دستور العمل میدهند برای موفقیت و پیشرفت. همه هم یک حرف را میزنند. یکی با رنگ و ل...

یکی از قسمتهای سریال فرندز هست که همهگی درباره کارشان صحبت میکنند. یکی باید برای کار برود یک شهر دیگر و نمیتواند شب کریسمس را با خانواد...

وقتی بچه بودیم، شجاعت را برایمان اینطور معنا میکردند: تاریکی، حیوانات، معلمهای بداخلاق مدرسه، امتحان و تهدیدهای عجیب غریب معلمها، آمپول...

یه بار جایی خوندم: «موسیقی بد مثل پفکه. به بچههایمان پفک ندهیم.» بعد هزارتا فکر به سرم زد. اولیناش این بود که ابتذال میتونه همهجا، حتی د...

حقیقتش اینه که من فکر میکنم نتیجه هر موضوعی بستگی داره به نوع نگاه و عمل ما؛ و اون نوعی که ما به چیزها معنا میدیم. مثلا همین تفاوتها. تفا...

چرخیدن لابهلای صفحههای اینترنت و خواندن نوشتههای بعضیهایی که قلمشان یا صاحب قلمشان را دوست دارم، یکی از تفریحات من است. احتمالا یکی از...

ویکتور هوگو گفته است انسانهایی خوشبخت هستن که کتابهای خوب میخوانند یا دوستان اهل کتاب دارند. جالبه نه؟ بعد از خوندن این گفته ویکتور هوگ...

پنجاه و سه چهارهفته پیش بود که دوتا موشک حواله هواپیمایی کردند که از ایران میرفت. تویش جوان بود، پیر هم بود. زن بود، مرد هم بود، دختر بود،...

میگفت «زندگی حتی با همه خوشیهایش به آن یک لحظه غماش نمیارزد. آن لحظه که کسی را از دست میدهی، یا تنهایی، یا خستگی امانات را بریده است.»...

شما بئاتریس را میشناسید؟ بئاتریس دخترکی بود که هیچوقت اشتباه نمیکرد. او همیشه مرتب و منظم بود. ساندویچهایش به یک اندازه کره و مربا داشت....

دیدن فقر از پشت صفحه تلویزیون یک چیز است و لمس کردناش یک چیز. دیدن فقر از پشت تلویزیون، صحنههای رقصیدن میان خیابانهای خاکی و خندههای از...

بیایین با هم یه کارتونیست رو در نظر بگیریم که خلاقه و دغدغههای اجتماعی هم داره. او میاد و میشینه فکر میکنه چطور با ابزارم که ممکنه قلممو...

نه در این عالم دنیا که در آن عالم عقبی ، همچنان بر سر آنم که وفادار تو باشم میتوان از این زیباتر، در وصف وفا چیزی پیدا کرد؟ بی راه نیست ک...

با یک سرچ ساده و دمدستی در گوگل، میتوانیم ببینیم که برای حقوق بشر چه چیزی نوشته است: اساسیترین و ابتداییترین حقوقی که هر فرد بهطور ذاتی...

«وقتی از محیط زیست حرف میزنیم از چه حرف میزنیم؟» کم کم این سوال باید جای سوال معروف شکسپیر، «بودن یا نبودن؟ مساله این است» را بگیرد. خیلی...

یک کوچه پایینتر از مدرسه ما، خانهای بود که صاحبش جلوی در ورودیاش بوته رزی کاشته بود. بوته پر از رزهای کبود بود. از کبودی به سیاهی میزدند...

هرچند هنوز هر گوشه را نگاه کنی پر از درد و رنج است، اما کمکم آدمها دارند یاد میگیرند چه کار کنند. میدانید که قدیمترها، سیاه پوستان تو...

دنیا عجب بزرگ است. هر کس دستش برسد میتواند هرجایی که بخواهد یک شبکه داشته باشد که حرفهایش را بزند. یعنی هرکسی میتواند یک رسانه داشته باشد...

تا چند وقت قبل از این که تبدیل بشوم به آدمی که به اینستاگرام رفتن معتاد است، از فیسبوک دل نمیکندم. بهتر بلد بودمش و یک بهانه خیلی مهم داشت...

چندسال پیش سرکارم توی کتابفروشی نشسته بودم. خلوت بود. مگس میپراندیم. دوست صاحبمغازه آمده بود. میخواستند به یه مناسبتی یه ویدیو بگیرند از...

او زندگی شگفتانگیزی دارد. این جمله را توی سریالی شنیدم و حالا چند روز است که این فکر ذهنم را درگیر خودش کرده است. که یک نفر آدم باید چکار ک...