
مغازه ی خودکشی قسمت پایانی
خوشحال و ممنونم که تا پایان این کتاب همراه من و کستاب بودی خوشحال میشم نظرتو در مورد این کتاب بدونم.
Radio and PodcastLive Radio & PodcastsOpening Radio and Podcast...

Radio and PodcastLive Radio & PodcastsFetching podcast shows and categories...
Radio and PodcastLive Radio & PodcastsFetching podcast episodes...

سلاااام

خوشحال و ممنونم که تا پایان این کتاب همراه من و کستاب بودی خوشحال میشم نظرتو در مورد این کتاب بدونم.

اثر : ژان تولی برگردان : احسان کرم ویسی داستان در مورد یک خانواده ی پنج نفری ست که یه مغازه ی فروش ابزار و ادوات خودکشی دارن یه فروشگاه منحص...

اثر : ژان تولی برگردان : احسان کرم ویسی داستان در مورد یک خانواده ی پنج نفری ست که یه مغازه ی فروش ابزار و ادوات خودکشی دارن یه فروشگاه منحص...

اثر : ژان تولی برگردان : احسان کرم ویسی داستان در مورد یک خانواده ی پنج نفری ست که یه مغازه ی فروش ابزار و ادوات خودکشی دارن یه فروشگاه منحص...

اثر : ژان تولی برگردان : احسان کرم ویسی داستان در مورد یک خانواده ی پنج نفری ست که یه مغازه ی فروش ابزار و ادوات خودکشی دارن یه فروشگاه منحص...

https://instagram.com/cas.tab?igshid=NTc4MTIwNjQ2YQ==

اثر : ژان تولی برگردان : احسان کرم ویسی داستان در مورد یک خانواده ی پنج نفری ست که یه مغازه ی فروش ابزار و ادوات خودکشی دارن یه فروشگاه منحص...

اثر : ژان تولی برگردان : احسان کرم ویسی داستان در مورد یک خانواده ی پنج نفری ست که یه مغازه ی فروش ابزار و ادوات خودکشی دارن یه فروشگاه منحص...

اثر : ژان تولی برگردان : احسان کرم ویسی داستان در مورد یک خانواده ی پنج نفری ست که یه مغازه ی فروش ابزار و ادوات خودکشی دارن یه فروشگاه منحص...

اثر : ژان تولی برگردان : احسان کرم ویسی داستان در مورد یک خانواده ی پنج نفری ست که یه مغازه ی فروش ابزار و ادوات خودکشی دارن یه فروشگاه منحص...

اثر : ژان تولی برگردان : احسان کرم ویسی داستان در مورد یک خانواده ی پنج نفری ست که یه مغازه ی فروش ابزار و ادوات خودکشی دارن یه فروشگاه منحص...

اثر : ژان تولی برگردان : احسان کرم ویسی داستان در مورد یک خانواده ی پنج نفری ست که یه مغازه ی فروش ابزار و ادوات خودکشی دارن یه فروشگاه منحص...

اثر : ژان تولی برگردان : احسان کرم ویسی داستان در مورد یک خانواده ی پنج نفری ست که یه مغازه ی فروش ابزار و ادوات خودکشی دارن یه فروشگاه منحص...

بوف کور اپیزود پایانی بالاخره میفهمم که نیمچه خدا شده بودم، ماورای همهی احتیاجات پست و کوچک مردم بودم، جریان ابدیت و جاودانی را در خودم خس...

بوف کور اپیزود ۱۴ آیا احساسات و فکر هم بعد از ایستادن قلب از بین میروند و یا تا مدتی از باقیمانده ی خونی که در عروق کوچک هست زندگی مبهمی را...

بوف کور اپیزود ۱۳ خواستم گزلیک را از دستش بگیرم، یرش کنده شد بزمین افتاد ، من از شدت ترس پاگذاشتم بفرار، در کوچه ها می دویدم هر کسی را میدی...

بوف کور اپیزود ۱۲ ولی چرا این زن به من اظهار علاقه میکرد؟ چرا خودش را شریک درد من میدانست؟ نوشتهی : صادق هدایت https://yek.link/Cas.tab

بوف کور اپیزود ۱۱ زمانی که در یک رختخواب گرم و نمناک خوابیده بودم همهی این مسائل برایم به اندازهی جوی ارزش نداشت و در این موقع نمیخواستم...

بوف کور اپیزود ۱۰ پای او لغزید و در نهر افتاد. او را بیرون آوردند، بردند پشت درخت سرو رختش زا عوض بکنند من هم به دنبالش رفتم، جلوی او چادر ن...

بوف کور اپیزود ۹ دوسال و چهار ماه بود ، ولی روز و ماه چیست؟ برای من معنی ندارد ، برای کسی که در گور است زمان معنی خودش را گم میکند. نوشتهی...

بوف کور اپیزود ۸ یعنی مجبور شدم او را بگیرم ؛ فقط یکبار ابن دختر خودش را به من تسلیم کرد، هیچوقت فراموش نخواهم کرد، آن هم سر بالین مادر مرده...

بوف کور اپیزود ۷ روح چشمهایش را روی کاغذ داشتم و دیگر تنش به درد من نمیخورد، این تنی که محکوم به نیستی و طعمه ی کرم ها و موش های زیر زمین بو...

بوف کور اپیزود ۶ در اینجور مواقع هر کس به یک عادت قوی زندگی خود ، به یک وسواس خود پناهنده میشود... و در این مواقع است که یکنفر هنرمند حقیقی...

بوف کور اپیزود ۵ خواستم با حرارت تن خودم او را گرم بکنم، حرارت خود را به او بدهم و سردی مرگ را از او بگیرم شاید به این وسیله بتوانم روح خودم...

بوف کور اپیزود ۴ نزدیک غروب بود.. نم نم باران می آمد... من بی اراده رد چرخ کالسکه نعش کش را گرفتم و راه افتادم. همین که هوا تاریک شد جای چرخ...

بوف کور اپیزود ۳ من وقتی که آدم خواب می بیند خودش می داند که خواب است و میخواهد بیدار بشود اما نمیتواند ،مات و منگ ایستادم سر جای خودم خشک...

بوف کور اپیزود ۲ آیا همیشه دو نفر عاشق همین احساس را نمی کنند که سابقاً یکدیگر را دیده بودند ،که رابطه مرموزی میان آنها وجود داشته است؟ نوشت...

بوف کور اپیزود ۱ در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته میخورد و میتراشد..... نوشتهی : صادق هدایت https://yek.link/Cas.tab

کتاب بوف کور مشهور ترین اثر صادق هدایت و به دیدگاه بسیاری برجسته ترین اثر معاصر ایرانی..... ماجرای بوف کور دربارهی مرد جوانی است که در انز...

به مناسبت آغاز سال جدید میلادی یعنی سال 2022 شما رو دعوت میکنم به شندین این اپیزود خفن و متفاوت 😍😃 پوزش منو بابت تاخیر در انتشار پذیرا با...

مثل خون در رگ های من اپیزود پایانی همه ی عمر را عاشق بودهام ، تو خود این را بهتر میدانی... اما هرگز عشقی چنین پر شور نداشته ام عشقی که تنها...

مثل خون در رگ های من اپیزود ۱۲ به چشم های تو این الماس های سیاهی که تنها ثروت من در دنیاست قسم... نوشتهی : احمد شاملو https://yek.link/Cas....

مثل خون در رگ های من اپیزود ۱۱ و با این مضمون... به احمد بگویید فوری حرکت کند. نوشتهی : احمد شاملو https://yek.link/Cas.tab http://Www.kesh...

مثل خون در رگ های من اپیزود ۱۰ خوشبختی و آینده موکول به جواب توست.... نوشتهی : احمد شاملو https://yek.link/Cas.tab

مثل خون در رگ های من اپیزود ۹ برخیز و بیا . یا تلگراف کن بیایم و بیارمت.... دیگر چه جوری بخواهم یا بکوشم که تو را مجاب کنم؟ نوشتهی : احمد ش...

مثل خون در رگ های من اپیزود ۸ دستت را به من بده ای تصویر شادمانه ی همه ی امید ها! فردا از آن ماست. چرا که نباشد؟ این شایستگی را روح ما به ما...

مثل خون در رگ های من اپیزود ۷ میخواهم با تمام وجودم زندگی کنم، زندگی را بچشم، لمس کنم، در آغوش بگیرم. و طبیعی است فکر کردن به زندگی، معنی د...

مثل خون در رگ های من اپیزود ۶ عشق تو برای من، مذهب و سرنوشت است. عشق تو ، کار و تفریح من شده. عشق تو، _ بگذار برایت بگویم _ یا از من خدایی خ...

مثل خون در رگ های من اپیزود ۵ زیبایی ظاهر ، اگر با آن تابندگی و درخششی که انعکاس روح است توام نباشد،نخواهد توانست قلب انسان را به خود جلب کن...

مثل خون در رگ های من اپیزود ۴ چشم های تو، زیبا ترین چشم هایی است که ادم میتواند ببیند. و نگاهت همه ی آفتاب های یک کهکشان است، سپیده دم همه...

مثل خون در رگ های من اپیزود ۳ عشق بزرگترین خصلت انسان است، پس من که عشقی چنین بزرگ در دل دارم چرا بزرگ ترین کرد دنیا نباشم؟ نوشتهی : احمد...

مثل خون در رگ های من اپیزود ۲ روزگار درازی بود که شعر را گم کرده بودم. این روزها احساس میکنم که شعر، دوباره در من جوانه میزند . به بهار می...

مثل خون در رگ های من اپیزود ۱ سکوت تو شعر را در روح من می خشکاند .شعر زندگی من است .حرف های تو سرمایه های اصلی این زندگی است و مایه های اصلی...

مقدمه کتاب مثل خون در رگ های من شامل نامهی های آقای احمد شاملو برای آیداست... اگر میدانستم پس از آن همه رنج ها و نابه سامانی ها تو را می تو...

تولستوی و مبل بنفش اپیزود پایانی تنها معنای زندگی، خدمت به بشریت است. نوشتهی : نینا سنکویچ برگردان: لیلا کرد https://yek.link/Cas.tab

تولستوی و مبل بنفش اپیزود ۳۱ دنیا می تواند خودش را با شرایط تو وفق دهد، همینطور که با تمام موقعیت ها وفق می دهد. نوشتهی : نینا سنکویچ برگر...

تولستوی و مبل بنفش اپیزود ۳۰ مهربان باش، زیرا هر کسی که می بینی در نبردی سخت مشغول مبارزه است. نوشتهی : نینا سنکویچ برگردان: لیلا کرد http...

تولستوی و مبل بنفش اپیزود ۲۹ اما دوست داشتم کار بیشتری برایش انجام دهم. عشق بین مادر و فرزند کاملاً طبیعی است، اما عشق من به مردیت باید بار...

تولستوی و مبل بنفش اپیزود ۲۸ ما نمیتوانیم رویدادهای اطرافمان را کنترل کنیم، اما مسئول عکسالعملهای مان نسبت به آن رویداد ها هستیم. نوشته...

تولستوی و مبل بنفش اپیزود ۲۷ همه ما هر چند وقت یک بار نیاز به گریز داریم. گریز از فشارهای کوچک و بزرگ، دلشکستگی ها و ناامیدی های زندگی روزم...