
یتیمی درد بی درمان
به قصهی یک پرستار گوش میدهیم که در آستانهی از دست دادن پدر و مادرش قرار دارد
Radio and PodcastLive Radio & PodcastsOpening Radio and Podcast...

Radio and PodcastLive Radio & PodcastsFetching podcast shows and categories...
Radio and PodcastLive Radio & PodcastsFetching podcast episodes...

تجربه های یک ذهن مریض در قالب قصه و دآستان کارگردان:علی مقتدری زاده تدوین و تنطیم صوت:علیرضا مهندس گوینده و نویسنده:سید علی مهدیزاده

به قصهی یک پرستار گوش میدهیم که در آستانهی از دست دادن پدر و مادرش قرار دارد

جنگ، دردهای جهان را بزرگتر میکند.جنگ هرچقدر هم بر ضد خرابی ها باشد در آخر جوری دیگر، زمین را آکنده از درد میکند.در این قسمت،به گوش قصهای از...

با سلام. فرض میکنیم که طنابی کلفت به قصد خودکشی دور گردن شما افتاده و ثانیههای آخر عمرتان را روی چهارپایهای لق در حال گذران هستید. طبق مع...

یک نزاع درونی میان قلب و مغز یکیشون میگه برو یکیشون میگه نرو در این قسمت،داستانی را در باب مهاجرت کردن میشنویم. این قسمت همانند مابقی قسمته...

در این قسمت میخواهیم، اولین مواجههی یک انسان با موضوع، بچه چجوری درست میشه را بررسی کنیم. این قسمت طنز تلخ است و با دیگر قسمتها فرق میکند...

اینبار به یاد ایام قدیم، رهسپار محلهی قدیمی شدیم و از غلامچله برایتان میگوییم.

اینبار ناامیدی خودش را در قالب مرگ نشان میدهد.

کسی به من،بعد از عطسه نگفت،پیرشی جَوون.جَوون مَرگ شدم

چَند سال دیگر گُذشته است و از بَلاهای طَبیعی و غیر طبیعی نجآت پیدا کردیم و زنده ماندیم و بلای دیگری را تجربه کردیم این بَلا:نصف سی و سه پل ر...

قسمت هفتم از فصل اول پادکست "میخوام حرف بزنم" همیشه از فضای دم اتوبوس عازم به خدمت تصور اینو داشتم که همه ی خانواده ها اومدن همه دارن میخن...

بازماندگان عزیز سلام. صبح یکم فروردین ماه سال ۱۴۱۳ هجری شمسی.... در این قسمت با هم به ۱۶ سال دیگه سفر میکنیم.

Listen to my newest episode and discover more great content from my show!

یه چیز مشترک بین دوتا آدم فقط بعضی وقتا باعث دشمنی میشه :)

من وقتی حالَم بده.وقتی آخر ماه میشه و پولام ته میکشه وقتی رنگ و وارنگی های زندگیم تموم میشه میرم میشینم توی یه ارتفاعو پایینو نگاه میکنم....

نکند همه ی ما،آدما،شخصیت های یک بازی کامپیوتری هستیم که وسط سخت ترین مرحله ی بازی،سیستم گرون قیمت کامپیوتر را اذیت کرده باشیم و اون خدا نشنا...

هر صندلی پر از امیدهایی است که به امید رسیدن،رسیدند،اما تا رسیدند یا پیر شدند..یا خندیدند..یا از درون ترکیدند..یا مِی با دیگران خوردند و با...