
۱۲۰۵ جلسه پایانی مثنوی
کاهلی عارفان جلسه پایانی مثنوی
Radio and PodcastLive Radio & PodcastsOpening Radio and Podcast...

Radio and PodcastLive Radio & PodcastsFetching podcast shows and categories...
Radio and PodcastLive Radio & PodcastsFetching podcast episodes...

بیت به بیت با مثنوی

کاهلی عارفان جلسه پایانی مثنوی

رجوع کردن بدان قصه که شاهزاده زخم خورد از خاطر شاه ...

جریان نمرود و لطف حق

کرامات شیخ شیبان راعی

خطاب حق به عزراییل...

وسوسه ای که پادشاه زاده را پیدا شد

راجع به پیری با مثال قوره

رنگ خدا

همه مامور هستند

منطقی کز وحی نبود از هواست

آمدن برادر میانی

متوفی شدن برادر بزرگین ...

دربیان آنکه دوزخ گوید که قنطره صراط بر سر اوست ...

نقش انسان کامل در نجات انسان ها

باز آمدن زن جوحی به محکمه اضی سال دوم

آمدن نایب قاضی میان بازار

عاشقی کو در غم معشوق رفت گر چه بیرونست در صندوق رفت

ادامه داستان جوحی و قاضی و صندوق

مفتون شدن قاضی بر زن جوحی

دلیل تاخیر در رفتن خدمت انسان کامل

ادامه داستان رفتن برادر بزرگ نزد پادشاه چین

مکرر کردن برادران پند دادن بزرگین را

قصه مرد فقیر و مصر و بغداد

اندرون زهر تریاق آن حفی کرد تا گویند ذواللطف الخفی

اامه حکایت آن شخص که خواب دید ...

تکرار امور علی رغم باور عموم به افسردگی و دلزدگی منجر نمی شود

بیان این خبر که الکذب ریبه و الصدق طمانینه

رسیدن آن شخص به مصر و...

سبب تاخیر اجابت دعای مومن

حکایت آن شخص که خواب دید که آنچه می طلبی از یسار به مصر وفا شود

همیشه به این صورت نیست که از جایی که امید داریم به هدف برسیم

درباره محدوده تلاش و لزوم تلاش تا جایی که دری دیگر باز شود

نسبت بین عشق و صبر

با انسان کامل می توان به آسمان رسید

در مورد پیر واقعی

تا به حال بر ظن بودی پس از این بر راه وحی باش

به قول حافظ دام تزویر نکن چون دگران قرآن را

بی صبر شدن برادر بزرگین

بعد مکث ایشان متواری در بلاد چین در شهر تخت گاه ...

حکایت زلیخا و نام ها و کلامی که همه اشاره به یوسف داشت

اصطلاحات خاص افراد که فقط در میان عده ای مرسوم است

حکایت امرا القیس که پادشاه عرب بود

ادامه داستان پادشاه و اکراه فقیه

ادامه داستان گفت شه با ساقی اش ای نیک پی چه خموشی ؟ ده به طبعش آر هی

ذکر آن پادشاه که آن دانشمند را به اکراه ...

ذکر آن پادشاه که آن دانشمند را به اکراه در مجلس آورد

وقتی به عنایت رسیدی به آرامش خواهی رسید

حکایت آن دو برادر یکی کوسه و دیگری امرد ...

ادامه قصه پادشاه بخارا

حکایت صدر جهان بخارا که هر سایلی که به زبان بخواستی از صدقه عام...